اعلام برنامه هام...

به نام خدا

 

۱۵ الی ۱۶/۴/۱۳۹۱ ========== قله علم کوه

۲۲ الی ۲۳/۴/۱۳۹۱ ========== قله توچال به شهرستانک

۲۸ الی ۳۰/۴/۱۳۹۱ ========== قله دماوند (جبهه غربی)

 

اینا برنامه های بنده ست در تیر ماه. خوشحال میشم وبلاگ نویسهایی که تو این تاریخ برنامه های مشابه دارن رو در کوه زیارت کنم. به امید دیدار.

 

از ماست که بر ماست...

یا ستار العیوب

همیشه از بالا بردن قهرمانان ملی تا حد خدا و بعد هم پایین آوردنشان  تا حد "بل­هم عزل" دوری کرده­ام. اگر کار مهمی انجام داده باشند، در حدش تقدیر می­کردم و تعریف؛ و اگر اخلاق خوبی داشتند سعی می­کردم استفاده کنم. اما چنانکه  همه می­دانیم قهرمانان ملی معصوم نیستند، پس امکان اشتباه و داشتن خلقیات سوء هم وجود دارد. حال نمی­دانم چرا بعضی از ما آنقدر از یک نفر تعریف می­کنیم که اگر خلاف آن ثابت شد دیگر ندانیم چگونه برخورد کنیم!؟ و برای اینکه وجدان خودمان را آرام کنیم، آن شخص را چنان مورد عنایت قرار می­دهیم که انگار جانی بالفطره بوده! و متاسفانه این از معدود! اخلاق بد ما ایرانیهاست! متاسفانه همه منتقدان در خصوص ابهامات صعود قلل هشت­هزاری، شمشیر را از رو بسته­اند.

همه­ی ما می­دانیم که حرکت بسیار زشتی از سوی بعضی هیمالیا نوردان رخ داده و صعودهای ناصعود خود را به دروغ جلوه داده اند! اما بالاخره همه­شان هموطن ما هستند و همنورد. به نظر اینجانب اشتباه از خودمان نیز بوده که این دوستان را آنقدر بالا برده­ایم که الان نمی­دانیم چگونه باید جواب افکار عمومی را بدهیم.

حال به جای آنکه بازهم به تخریب و تدفین این هیمالیا نوردان ادامه دهیم، تلاش کنیم فضای کوهنوردی را پاک کنیم. تلاش کنیم فرهنگ را طوری تغییر دهیم که اگر کوهنوردی، با تمام توان کوشش کرد ولی نتوانست صعود کند، بزرگترین نگرانی­اش این نباشد اگر به ایران بازگردد چه جوابی دهد!

از ماست که بر ماست...

همیشه از این می­ترسم که ماجرای اوراز برای قیچی­ساز هم پیش آید. اوراز به نقطه­ای از توقعات دیگران از خود رسیده بود که در گاشربروم، با علم به خطر بسیار زیاد سقوط بهمن، صعود خود را ادامه داد! فشار روانی ناشی از توقعات نابجای دیگران اوراز را به کام مرگ کشاند.( برداشت خودم: خانم اسفندیاری هم در صعود کی­دو 40 روز در ارتفاع 7000 متری ماند تا بتواند صعود کند!)  این اتفاق در صعود آناپورنا برای قیچی­ساز افتاد؛ و در حالیکه همه­ی تیم­ها به علت هوای خراب در حال ترک منطقه بودند، در یک عمل پر ریسک، قیچی­ساز، صعود خود را ادامه داد!!

از موضوع خارج نشوم. خودمان می­دانیم که اگر کوهنوردی، حتی یک قله­ی 4000 متری را صعود نکند چه رفتاری با او داریم. حال در مورد یک هیمالیا نورد، این توقع به تناسب هزینه و امکاناتی که این روزها در اختیار آن­ها قرار دارد، بسیار بیشتر است. آنقدر این توقع می­تواند تأثیر گذار باشد که یک هیمالیا نورد برای صعود قله، همنورد خود را در بدترین شرایط رها کند!!

اینجانب، تمامی دروغ­هایی که بعضی هیمالیا نوردان کشور در مورد صعودهای ناصعود خود بر زبان آورده­اند عملی قبیح و غیر قابل جبران می­دانم، اما:

قول می­دهم که از این به بعد اگر هیمالیا نوردی با تمام توان کوشش کرد و به قله نرسید، تلاشش را بیشتر از صعودش مورد تقدیر قرار دهم.

 


رای من در مورد انتخاب بهترین گزارش صعود قلم: محمد نادعلی نسب! وبلاگ دیوانه کوه