قضاوتی بر قضات ایرادگیر!
یا قاضی
خیلی وقته که بحث نقد و نقدپذیری توی جامعهی ما مطرح شده. اصولا آدمهایی که مسئول نیستند یا نسبت به مسئولیتی یا اتفاقی دور هستند، دوست دارند که آن مسئولیت یا اتفاق را نقد کنند. حال مهم نیست که اطلاعاتشان در چه حد است! یا در چه شرایطی میخواهند نقد کنند. اما کلا برای اینکه نشان دهند حرف دارند که بزنند و میتوانند خودشان را به عنوان صاحب فکر مطرح کنند، دست به نقد میشوند.
اگر از ایشان بپرسید که نقد را تعریف کنند شروع میکنند به فلسفهبافی و آخرش هم به این نتیجه میرسند که نقدشان دلسوزانه است... اما من که یه ذره خنگ هستم آخرش نفهمیدم این نقد دلسوزانه دقیقا چه صیغهایست!؟ و باز هم اگر از ایشان بپرسید که نقد دلسوزانه چه نقدیست؟ در جواب میگویند: نقد دلسوزانه، نقدیست که از سر حب و بغض نباشد و اغراض شخصی در آن دخیل نباشد. و مهمتر از آن اینکه فقط ایرادها گرفته نشود و به نکات مثبت هم نگاه شود. و باز مهمتر از آن اینکه حتما نقدشان دارای پیشنهاد باشد؛ پیشنهادی در جهت رفع ایرادها.
در این دنیای وبلاگهای کوهنوردی نیز آدمهایی زیست میکنند که نقاد نام دارند. هر اتفاقی بیافتد میتوانید در وبلاگشان نقد آن اتفاق را ببینید. مثلا اگر عباس ثابتیان برای رسیدن به کافه کوه سوار تلهسیژ شود، میتوانید نقد این موضوع را در وبلاگ آن نقاد مطالعه کنید. مثلا میگوید که "بله! عباس ثابتیان به علت بخور بخوری که در فضای مدیریتی انجمن کوهنوردان وجود دارد اینقدر سنگین و فربه شده که دیگر نمیتواند راه برود چه برسد به کوهپیمایی و رسیدن به مجتمعهای کوهنوردی! و برای اینست که برای رسیدن به کافه کوه از تله سیژ استفاده میکند؛ دستگاهی که خود مخرب محیطزیست و کوهستان است!!!!!"
خیلی وقتها این نقدهای دور از انصاف و دور از اصل مشکلاتی به وجود میآورد که قابل جبران نیست. شاید بزرگترین آن بیاعتماد کردن دوستان و کوهنوردان به یکدیگر باشد. مثلا در همین موضوع اذان گفتن دیوارهنوردان ترانگو... از یک طرف در وبلاگهامان و در بوق و کرنا میگوییم که آنها انسانهایی شریف و مستقل هستند که این برنامه را بدون حمایت دولتی و با پول خودشان به انجام رساندند و از یک طرف تا عکسی از ایشان منتشر میشود که با مسئولان دولتی گرفته شده، فریاد واحسینا سر میدهیم که ای داد و بی داد که دست اینها با شمر در یک کاسهست. و فریاد برمیآوریم که هل من ناصر ینصرنی! کیست که کوهنوردی را یاری کند؟!!!
مطلبم طولانی نشود. و حرف آخر اینکه به نظر من نقدی که این دوره و زمانه در بین ما باب شده، نقد نیست! بلکه یک قضاوت تمام و کمال است. و تا وقتی این قضاوت وجود داشته باشد، هیچ چیز در عدالت خود قرار نخواهد گرفت. چون مبانی یک داوری و قضاوت عادلانه وجود اخبار و اطلاعات و درک صحیح و شنیدن صحبتها و نظرهای مختلف در حیطهی آن موضوع است. در ضمن قضاوت کردن، خود به معنای واقعی یک تخصص است و کار هر کسی نیست.
متاسفانه خودم هنوز به راهکاری در خصوص قضاوت نکردن آدمها در مورد یکدیگر نرسیدم. شاید فعلا بهترین کار این باشد که تا اطلاع ثانوی قضاوت نکنیم. فعلا همین.
اگر شما خوانندهی عزیز در این زمینه پیشنهاد داری خوشحال میشوم مرا در جریان بزاری...
پ.ن: از جناب ثابتیان نیز در مورد مثالم عذرخواهی میکنم؛ چون فضای باز و نقد پذیری ایشان را میشناسم به خود اجازهی زدن چنین حرفی را دادم. ![]()






محمد نادعلی نسب